شهید فضل الله سپهری خجسته
وصیت نامه شهید فضل الله سپهری خجسته
وصیت نامه شهید فضل الله سپهری خجسته
وصیت نامه شهید فضل الله سپهری خجسته
| | پنجشنبه 07 تير 1397 - 03:48 |

استان: همدان | شهرستان: بهار (روستای بهادربیگ) | تاریخ تولد: 19/05/1340 | تاریخ شهادت: 07/12/1364 | محل شهادت: فاو | نوع عضویت: سپاهی

بسم الله الرحمن الرحیم و بسم الله القاسم الجبارین؛ بسم رب الشهدا و الصدیقین

وصیت نامه سرباز اسلام فضل الله سپهری خجسته

بعد از تسبیح خدا، با دورد به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی و با سلام بر تمام شهیدان راه اسلام و آزادی از هابیل تا حسین (ع) و از حسین (ع) تا انقلاب اسلامی ایران و تا جنگ تحمیلی کفر بر علیه اسلام و با سلام و درود بر تمام خانواده های شهدا که با شهادتشان مسلمین جهان را امیدوارتر کرده اند و سلام و درود بر پدر و مادر خوبم که مرا پرورش داده اید و برای یاری اسلام تحویل جامعه داده اید و پدر بزرگوارم و مادر عزیزم این مزدوران بعثی عراق تصمیم گرفتند که به ما حمله کننده و من شاید احتمال زنده بودنم تا چند لحظه دیگر نباشد و من نمی دانم با چه زبانی از شما برای این همه زحمات تشکر کنم چون می دانم با زبان تشکر نمی شود جبران این همه زحمات را کرد ولی جز این کاری از دستم برنمی آید و از شما می خواهم که اگر از این فرزند حقیر خطایی دیدید مرا مورد عفو خود قرار دهید چون محتاج به این بخشش هستم. برای مادر خوبم اکنون که این وصیت نامه را می نویسم شاید دیگر شهید شدنم حتمیً است ولی از تو می خواهم بر مزارم گریه نکنی و بلکه با افتخار غرور تمام بر مزارم فریاد بزنی شهیدان زنده اند الله اکبر. مادر در این عصر که ما هستیم اسلام احتیاج به خون ما جوانان دارد که ما جوانان جان فشانی نکنیم خون حسین (ع) بعد از هزار و چهارصد سال پایمال می شود پس صبر را پیشه کن که در صبر نعمت ها خفته است و مطمئن باش که خدا نیز تو را یاری خواهد کرد و از تو می خواهم اگر دلت برای من گرفت و خواستی گریه کنی بر امام حسین (ع) و علی اکبر (ع) و قاسم (ع) و هفتاد و دو یارانش گریه کن و پایان هر بار گریه کردن امام را دعا کن که خدا این یاور مستضعقین ایران و جهان را تا انقلاب مهدی (عج) نگه بدارد و از پدر بزرگوارم و خوبم نیز طلب بخشش می کنم و می خواهم که در راه پیام رسانی به مادرم کمک کنی و همچنین از برادر بزرگوارم که همواره سرمشق من بودی تقاضا دارم که با پدرم و مادرم مانند گذشته با خوبی رفتار کنی تا جای خالی من در خانه زیاد مشخص نباشد چون بعد از من تنها تو عصای خانواده هستی و از تو می خواهم که با خانواده خود نیز مهربان تر از گذشته باشی و خواهرم را هم فراموش نکنی چون هنوز غم از چهره او به خوبی مشخص است. در پایان صحبتم چند سطری برای دایی عزیزم و با خانواده اش طلب حلالیت می کنم.

و برای تو نامزد عزیزم می نویسم که شاید آبی باشد به روی آتشی، خیلی حرف ها داشتم که بزنم ولی نوشتن تمام آن مثوی هفتاد من کاغذ می شود از تو می خواهم که در این مدت کوتاهی نامزدی از من بدی یا اشتباهی دیدی به حق علی اکبر (ع) مرا ببخشی چون من چشم به راه لطف خدا و بخشش تو یار مهربان هستم، بعد از من سعی کن ناراحت نباش چون دنیا محل گذر است و تقدیر الهی بوده که روزی با تو آشنا و روز دیگر از هم جدا بشویم و همچنین به خواهرم سلام عرض می کنم در انتظار طلب حلالیت هستم زیرا خود را شرمساری بینم وقتی که به جبهه آمدم با تو خواهر خوبم مشورت نکردم و خواهر جان باور کن که وقت به آن صورت نداشتم ولی تنها خواسته من این است که زینب گونه پیام شهیدان انقلاب و شهادت مرا به نسل های آینده برسانی و در صورت از دست دادن من ناراحت نباشی و می دانم مشکل است ولی باید در برابر خواسته و امر خود تسلیم بود و اینها بود آخرین کلام هایم موقع زنده بودن.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

در تاریخ 26/04/1361 نوشته شده سپهری

1- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
2- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
3- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تماس با ما

WWW.vasaya.Info
پست الکترونیکی: info@vasaya.info